احساس مي كنم
قصيده بازگشت تو
هنوز بوي انتظار مي دهد
خيس تر از
رقص صدا
كه در پاي كوبي زمان مي چر خد
وقتي
پاي رفتنت
سلامم را تحويل نگر فت
نگاهم لال ماند
به آ مد نت
دلشوره دستها يم را نمي بيني
خيس مي گريند
براي تو
وقتي نمانده است
وقتي نمانده است؟
( تقديم به آقا اما م زمان(عج)
________________________________________
ا نگا ر كه نه انگا ر
دفترم پر شده ا ز سپيد
آقا با رديف و قا فيه باز
سپيد تر ورق مي خو ري
آ خر
نقطه چين هاي يادت
لابه لاي
اين چند خط كه
جا نمي شود
جز اينكه
خوابم را مچا له كرده
تويه سطل بيندازد
مي داني
اين بها نه هاي متو لد شده
كه بدجوري روي دستتان ما نده
دامن شعر ها يم را
با جو هر حضورت
نقا شي مي كند...
________________________________________
سر به پيشاني نماز
خواب مي بينم تو را
پر از دعايي
از بوي كاغذ وغزل
نزديكتر كه
زير هوايت مي ايستم
بيرون مي زنم از خواب
بوسه بر پيشاني ات
تو بي سر تر از آن شده اي
كه بوسيدنت را
ياد بگيرم
معصوم تراز
اولين ياد كودكي
بيدار ميشوم
آماده برايه
غزل پوش كردن تو
*****
حس غريب خيابان گردي
تويه كوچه هايم كه
جا نمي شود
توخيلي دورتر از اين پنجره هايي
كه اين شعر را
با نامت پهن كنم
******
تويه تمام شب نشيني هايم
اسم تو خوابيده
چيدن تو از شب
بستنت به زير
نگاه افتاده ام
بعد رفتنت
چقدر بي حواس مي شوم
و حس سلام دست هايم
گيج چشمك هايه رفتنت
مي شود
كه تو
بلند تر از آن شده اي
كه قامت آسمانيت
در ذهن شب هم
جا نمي گيرد
*****
هر کجا که می نشستم
چند صندلی دورتر
می نشستی![]()
هر کجا که می رفتم
کمی آن طرفتر
با این همه فا صله
نمی دانم چرا ؟؟؟...![]()
باز اخرین بن بست
هر دو زیریک سقف.....![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
*******![]()
همیشه این را برایم
تکرار می کردی![]()
پدر شد ن
در حجم چشمانت![]()
جا نمی گیرد
اشتباه نکن![]()
همین سپید کو چکی که
نگاهت را
آغوش کشیده![]()
تازه دستانم را
چهار دست وپا
به بها نه ات رها کرده![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ویک کار کوتاه که خوشحا ل می شم نظراتتون را در این مورد بگین![]()
آن قدر نگاه خط خطی ات
دور و برم را سیاه کرد
که حالا خودم را هم تیره وتار می بینم![]()
